می نویسم که بگذرد...

"می نویسم که بگذرد..."

می نویسم که بگذرم...


می نویسم تا کلمات از من بگریزند...

می نویسم تا از خودم نگریزم...

***

می نویسم، با قلم می گریم...

می نویسم، تا قلم می گرید...


می نویسم بر قضا می نالم...

می نویسم از قفس بیزارم...


می نویسم تا نمیرد فریاد...

می نویسم تا بمانم در یاد...


می نویسم در دل این آوار...

می نویسم می روم من چون باد...


می نویسم آشیانم خالی است...

می نویسم این سفر پوشالیست...


می نویسم من گذشتم از وطن...

می نویسم سهم من شد درد و غم...


می نویسم، می نویسم از خدا...

می نویسم چون از او گشتم جدا...


می نویسم چون که اشکم را ندید...

می نویسم روح من شد نا پدید...


می نویسم عشق من، من را ندید...

می نویسم جای من زهر هلاهل را چشید...


می نویسم تا ز غم گردم تهی...

می نویسم تا که غمهایم تویی...


می نویسم عشق یعنی بندگی...

می نویسم تا خدای من تویی...


می نویسم می نویسم قصه ها...

می نویسم از غم و از غصه ها...


می نویسم از خودم از مادرم...

می نویسم از پدر، تاج سرم...


می نویسم اشک غم بارید باز...

می نویسم خواهرم غم دید باز...


می نویسم از برادرهای خود...

می نویسم از دو عشقم از دو بت...


می نویسم چون دلم می خواهد!...

می نویسم تا سحر بیدارم...


می نویسم تا که این هم بگذرد...

می نویسم تا که من هم بگذرم...



این شعر رو از وبلاگ http://randomdays.blogfa.com الهام گرفتم.

بالای وبلاگ نوشته بود "می نویسم که بگذرد". نمی دونم چرا ولی همین جمله ی کوتاه روی من تاثیر گذاشت٬ انگار از درون خودم بود.

در ضمن بهتون پیشنهاد می کنم به وبلاگی که بالا معرفی کردم حتما سر بزنید.

در این دنیا تک و تنها شدم من / گیاهی در دل صحرا شدم من...

س.ش.

ترکیه٬ وان.

۵/۱۱/۲۰۰۸