بر نمیدارم سر از بستر
که شاید خواب تو باشد
شبی مهمان چشمانم
اینو شب اولین باری که گفتی می خوای بری طهران و تا چند وقت نیستی گفتم.
خوابیده بودم و همش پیش خودم فکر می کردم اگه امشب بخوابم و صبح بلند شم سه روز گذشته باشه چه حالی میده هااااااااا بعد به قول سهراب: "از هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب" چراغها رو روشن کردم اینو نوشتم و دوباره خوابیدم... S.Sh Atlanta, GA Jun/26/2009


